فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
28
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بزرگ كه در پاى دژ واقع است بازداشت . و چون دريا سخت متلاطم بود و بيم آن مىرفت كه طوفانى سهمناك آغاز گردد ، در اسكلهاى نزديك قلعهء قديمى كه رو به جنوبشرقى و مشرق ساخته شده است بين چند صخره لنگر انداختيم . روز بيستم سفير اظهار تمايل كرد كه در خشكى پياده شود و نماز بگزارد . بنابراين ، ساعت هفت صبح در ساحلى بسيار هموار واقع در دويست قدمى كشتى نماز خواند . مدخل اين ساحل كه پهنائى نزديك چهلپا دارد بين دو صخرهء بسيار بزرگ و مرتفع قرار گرفته است . اين صخرهها كمكم از دو طرف عريض مىشوند و دشت كوچكى را پديد مىآورند كه شهر مسقط با طولى معادل پانصد يا ششصد ، و عرضى معادل دويستپا ، در آن ساخته شده است . در انتهاى اين دشت كوچك صخرهها بار ديگر به هم نزديك مىشدند و بر خلاف طرف دريا تيغههاشان به طرف بالا كشيده مىشود و گذرگاه تنگ و بسيار صعب العبور ديگرى مشابه آنچه سفير در آن از كشتى پياده شده بود پديد مىآورند كه براى وصول به دشت عربستان ناگزير بايد از آنها بالا رفت . سفير ، هنگام خروج از زورق ، فرماندار دژ را كه خوان دكوادروس « 31 » ناميده مىشد همراه با دو تن از سكنهء پرتغالى و تعداد زيادى عرب و بربر در ساحل يافت . عربها بنا بر عادت آمده بودند تا از هويت كسانى كه از كشتى پياده مىشوند آگاه گردند . پرتغاليها - رئيس صومعه و روحانيان آگوستنى كه به ديدن سفير آمده بودند - او را تا كليساى محل همراهى كردند . وى در اين كليسا مراسم دعا بجا آورد . و پس از گزاردن نماز ، به قصد آنكه براى خوردن ناهار به كشتى باز گردد ، از فرماندار اجازهء مرخصى خواست . اما روحانيان با اصرار از وى خواستند كه با آنها چيزى بنوشد و آنگاه مصرانه از وى خواستند كه ناهار را نيز در آنجا صرف كند و بازديدى از دژ به عمل آورد . سفير ناگزير پس از خروج از صومعه و فرستادن همراهان
--> ( 31 ) Jean de Quadros